گنج

شمارهٔ ۱۲۷

گرچه ساقی صرفه در خون خوردن من دیده استطالعم را توبه در اوج شکستن دیده است
کی فراموشم شود وحشت پرستیهای دلدوست هم خود را در این آیینه دشمن دیده است
ظرف دلتنگی نداری لاف رسوایی مزنغنچه این باغ کی فال شکفتن دیده است