گنج

شمارهٔ ۱۱۶

چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده استخاکساری بین که کارم را چه بالا برده است
نیست در دستم عنان اختیاری همچو موجگریه ام گاهی به صحرا گه به دریا برده است
هرزه گردی کی غبار از خاطر ما می بردعشق با رندان دل ما را به صحرا برده است