شمارهٔ ۸۶۹
وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: وستمیگویی۶ بیت
دل کشته آرزوست می گوییبی مغزی و حرف پوست می گویی
غافل دلت از زبان زهی خجلتبی فایده دوست دوست می گویی
وحشت نکشیده سرمه در چشمتگل محرم رنگ و بوست می گویی
سجاده گریه ای نیفکندیرحمت نم آبروست می گویی
با دشمن نفس آشتی کردیفردا چه جواب دوست می گویی
از خویش اسیر خوش خبر داریبی مغز همین کدوست می گویی