گنج

شمارهٔ ۸۶۵

قافیه: اهی۸ بیت
به استقبال مژگان سیاهینگاهم می رود هر دم به راهی
چه می کردیم با چندین خجالتاگر بودی زبان عذرخواهی
دل است آیینه روز و شب مانمی دانیم خورشیدی و ماهی
شود گر خاکساریها صف آراغباری بشکند قلب سپاهی
به ذوقی صید فتراک تو گشتمکه شد هر قطره خونم عیدگاهی
فروشم دامن پاک دو عالمخرم چشم و دل عاشق نگاهی
به محشر چون برآرم سر ز خجلتندارم در خور بخشش گناهی
چو عمدا پرسد از نامم بگوییاسیر از بیزبانی بی گناهی