شمارهٔ ۸۰۳
گلزار مستمندان روی تو سیر دیدنجان نیازمندان حرف از لبت شنیدن
درمکتب تماشا یک درس حیرت است ایناز گریه چشم بستن در خنده لب گزیدن
ما دل به ناامیدی بی مصلحت ندادیمهمچون شرر گدازد این دانه از دمیدن
در ترکتاز خوبان خاصیت دل ماستما را ز دست دادن با یار آرمیدن
ما لاابالیان را خوشتر ز هر دو عالمبا گلرخی نشستن پیمانهای کشیدن