گنج

شمارهٔ ۷۹۹

لخت جگر پاره بر آه نفس افشاندامان گل و لاله به پای قفس افشان
افسردگی از هستی ما دود برآوردای شعله گلابی به گریبان خس افشان
ای گریه بیا قافله سالار جنون باشتخم اثر ناله به دشت جرس افشان
معراج طلب هست به مطلب نرسیدناز پاس طلب دامن بر دسترس افشان
تا چند اسیر از غم لعل تو گدازدیک قطره ازین باده به کام هوس افشان