گنج

شمارهٔ ۷۸۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابازهم۷ بیت
چه سرخوشم که ندانم دل و کباب از همچه بیخودم که ندانم گل و شراب از هم
بهار جلوه شوخ که گشته عالمگیربتان کرشمه نمایند انتخاب از هم
به دامن مژه دستی زدم چه دانستمکه تیغ او نکند فرق خون و آب از هم
شمیم برگ گل و گوشه نقاب از منفروغ آینه ماه و آفتاب از هم
سواد شوخی طفلان نمی شود روشنبه رنگ گل بربایند اگر کتاب از هم
چو آب می گذرند اهل دل ز یکدیگرنه همچو کینه پرستان به آب و تاب از هم
اسیر دلکده بی تکلفی از تورسوم ساختگیهای شیخ و شاب از هم