شمارهٔ ۷۳۱
ز شور عشق هرگز تلخ از شیرین ندانستمدل آسوده را از خاطر غمگین ندانستم
دمی با خواب راحت دیده من آشنا گردیدکه چون جوهر به غیر تیغ او بالین ندانستم
مرا آیینه دل خضر راه سینه صافی شدکه هرگز در محبت جبهه پر چین ندانستم
نکردم فرق زخم تیغ و مرهم در گرفتاریز فیض ساده لوحی مهر را از کین ندانستم