گنج

شمارهٔ ۷۳

قافیه: ختما۵ بیت
شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ماجز سنگ فتنه یار نیارد درخت ما
بیگانه الفتیم چه دنیا چه آخرتدر خانه وجود و عدم نیست رخت ما
ابر بهار گریه مستانه خودیمگلهای باغ ما جگر لخت لخت ما
زیر نگین ماست دو عالم گذشتگیبیزاری کلاه و نمد تاج و تخت ما
گوهر چکد ز شبنم گلزار فقر اسیرابر بهار چون نشود پوست تخت ما