گنج

شمارهٔ ۷۱۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایگل۷ بیت
لبریز خنده است چمن از هوای گلمی خور که پایتخت نشاط است پای گل
دیوانه را هوای جنون باغ دلگشاستگرید به جای باده و خندد به جای گل
هر جا که هست در نظرم جلوه می کندگه در لباس شعله و گه در قبای گل
یکدسته گل ز رنگ حنا هم نبسته ایدانسته ای که چیست مگر مدعای گل
بیهوشیم ز میکده سایه گل استگویا سری کشیده نگاهت به پای گل
هر چند جلوه گلم از هوش می بردداغم که رنگ و بوی که شد آشنای گل
در دیده اسیر خلد خارهای رشکگر در نظر خیال تو آید به پای گل