شمارهٔ ۶۳۱
نگهبان چراغ راز دل خاموش می بایدامانتدار نقد دوستی بیهوش می باید
حجاب ره زگرد کاروان برخاست مقصد راتوان از یک نگه تا کعبه رفتن هوش می باید
ز فیض بی نیازی مزرع ما دامن ابر استقناعت مشربان را قطره دریا جوش می باید
چو خورشید از بهار جلوه آیین بسته عالم راچراغان نگاه نرگس جادوش می باید
بهار دل میسر شد اسیر از فیض رخسارشگلستان نگاه از خط عنبر پوش می باید