شمارهٔ ۵۵۲
کسی که داغ جنونش طراز سر باشدبه هر کجا که رود نور در نظر باشد
ز خاکساری آن مرغ گل کند پروازکه سایه قفسش نقش بال و پر باشد
به جان رشک خدایا که قاصد ما راجواب نامه فراموشی خبر باشد
خبر ز یار گرفتن کجا اسیر کجاهمین بس است که از خویش بیخبر باشد