گنج

شمارهٔ ۵۴۸

قافیه: رسد۵ بیت
گذشته ایم ز سر تا به نقش پا چه رسدبریده ایم ز دل تا به مدعا چه رسد
به هر که بود نصیبی ز هر چه داشت رسیدستمگران همه چشمیم کز شما چه رسد
تو مست باده نازی کجا خبر داریکه از خمار تغافل به جان ما چه رسد
به این دل از چو تویی شکوه می توان کردنز خون خویش گذشتم به خونبها چه رسد
ز ناخدا گرهی وانشد به بحر و سفربیا اسیر ببینیم کز خدا رسد