گنج

شمارهٔ ۵۲۶

قافیه: رگذرد۴ بیت
نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذردریگ این بادیه چون برق هم از سرگذرد
دل دریا شود آتشکده داغ نهاننسبت اشکم اگر در دل گوهر گذرد
آنکه رحمت کند آرایش دیوان گناهصرفه آن است که از کرده ما درگذرد
تا دهد نامه مستان به فراموشی غمبال موج قدح از بال کبوتر گذرد