شمارهٔ ۵۰۰
دل به یاد تو زهر چاک هلالی داردعشق ماهی است که تعویذ زوالی دارد
سرو اگر تربیت از سایه قدت گیردگر شود خشک به هر ریشه نهالی دارد
در پریشانکده یأس بود فیض رساسایه بید خوش آینده شمالی دارد
دل اگر خاک شود آب گهر می گرددهر زوالی نظر از فیض کمالی دارد
ابر پرواز هوای تو چه عالمگیر استخاک هم از گل دامت پر و بالی دارد
فیض ویرانه رسا ملک جنون آباداندلگشا صبح و شبی خوش مه و سالی دارد
سیر نیرنگ تماشای تو گلزار دلمکه در آیینه هر حال خیالی دارد
نکهتی از چمن فیض فصیحی است اسیرکه ز هر زمزمه گلزار مقالی دارد