گنج

شمارهٔ ۳۷۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اننوشت۷ بیت
فلک برات که بر شهپر هما ننوشتکه نسخه ای ز غبار مزار ما ننوشت
چه نامه ها که نوشت از غبار و داد به باددلی که خون شد و یک حرف آشنا ننوشت
بهانه جوییت از امتحان غبار انگیختدلم به سوی تو مکتوب مدعا ننوشت
رسید قاصد و یک عمر انتظار به جاستجواب نامه ما را مگر به ما ننوشت
وفای هرزه پشیمان برد که رشکم سوختچه دید آینه از روی او که وا ننوشت؟
به یک کرشمه جهان را سواد خوان کردیچها که خامه غیرت به خاک ما ننوشت
اسیر آنکه فغان باغ دلگشای تو کردبه سینه ام رقم ناله رسا ننوشت