گنج

شمارهٔ ۲۳۸

قافیه: اگفتناست۷ بیت
درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن استراز دانان را حکایت حرف بیجا گفتن است
دعوی فهمیدگی را حاجت اثبات نیستمعنی پیچیده را لطف بیان ناگفتن است
گفتگوها طرهٔ مطلب پریشان کردن استحرف نافهمیده را معنی همین وا گفتن است
معنی توحید خاموشی است یا اقرار عجزحجت و برهان دو کج بحث‌اند از ما گفتن است
پیچ و تاب تابه را در گوش ماهی گفته موجگر غرض حرف مآل حرص رسوا گفتن است
در لباس دشمنی هم می تپد در خون خویشهر که را تیغ عداوت عیب ما نا گفتن است
آتش شوقم نشاید شد اسیر از کوی دوستپر گشودن درس گمنامی به عنقا گفتن است