گنج

شمارهٔ ۲۲۱

ساقی نشناسیم دل از دست کدام استدر دور تو هشیار که و مست کدام است
جان بر لبم آماده تدبیر شکار استصیدی که ز دامت به فسون جست کدام است
شد بستر آسودگیم زخم تغافلمرهمکده لطفی اگر هست کدام است
سرکش تر و بیباک تر از شوخی طفلیآن شیشه که در دست تو بشکست کدام است