ترجیع اول
تا لوای حیدری بر طارم خضرا زدندکوس غرّش بر فراز عالم اعلا زدند
تا که در خلوت سرای لی مع الله شد مقیمساکنان درگهش زان دم ز او ادنی زدند
جود او مفتاح موجودات کردند آنگهیقفل حیرت بر زبان نطق هر گویا زدند
سرفرازان در هوای خاک پایش همچو مااز سر همت قدم بر تارک دنیا زدند
پادشاهان از برای حشمت شاهنشهیسکهٔ دولت به نامش بر سر زرها زدند
عارفان تا نکته ای خواندند از اسرار اوطعنها بر گفته های بوعلی سینا زدند
لَمعه ای از آفتاب ذوالفقارش شد پدیدعارفان تمثال نورش بر ید بیضا زدند
حکم فرمانش بنام انّما کرده نشانابلغ توقیع آل آلش از طه زدند
مقصد و مقصود عالم اوست و ابن عم اواین ندا روز ازل در گوش جان ما زدند
نفس خیر المرسلین است آن ولی کردگار لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
نور چشم عالمش خوانم علی مرتضیمحرم راز رسول و ابن عم مصطفی
گوهر دریای عرفان بحر و علم کان وجودرهنمون رهروان و پیشوای اتقیا
هادئی کز نسل او مهدی هویدا می شودشاید ار گویند او را اهل حق نور هدی
از ولای او ولایت یافته هر کو ولیسترو موالی شو که این است اعتقاد اولیا
دوستدار خاندان باش و محب اهلبیتتابع دین محمد باش و از بهر خدا
نیست مؤمن هر که دارد با علی یک مو خلافیار مؤمن شو چو ما و تابع آل عبا
از محبت آفتابی بر دل ما تافتهمی نماید نور او آئینهٔ گیتی نما
نفس خیر المرسلین است آن ولی کردگار لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
مسند ملک ولایت درحقیقت آن اوستدر حریم عصمتش روح القدس دربان اوست
هر کسی از گنج سلطانی عطائی یافتهنقد گنج کنت کنزأ نزد سید آن اوست
حق تعالی وصف او فرمود در قرآن تمامهفت هیکل هر که خواند آیتی در شأن اوست
حاکم او در ولایت اولیا او را مریدشاه عالم خوانمش هر کو علی سلطان اوست
یافته حکم ولایت از خدا و مصطفیهر چه هست از جزء و کل پیوسته در فرمان اوست
روح اعظم جان عالم عقل کل از جان و دلدر امامت این امام انس و جان جانان اوست
گرچه عالم از عطای نعمت الله منعمندنعمت الله نعمت شایسته از احسان اوست
نفس خیر المرسلین است آن ولی کردگار لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار