گنج

شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوار

هر کسی موسم گل گوشه باغی داردساکن کوی تو از روضه فراغی دارد
من در این کوی خوشم، گرچه به جنت رضوانمجلس خرم و آراسته باغی دارد
لاله بین چاک زده پیرهن خون آلودمگر او نیز ز سودای تو داغی دارد
دل من در شب گیسوی تو ره گم کرده استمگرش روی تو در پیش چراغی دارد
فکر سودای سر زلف تو دارد شاهیظاهر آنست که آشفته دماغی دارد