گنج

شمارهٔ ۴۲

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انرفت۵ بیت
ساقی، به غم تو عقل و جان رفتمی ده، که تکلف از میان رفت
شد تاب و توانم اندر این راهمن هم بروم، اگر توان رفت
تا شد رخ و زلفت از نظر دورکام دل و آرزوی جان رفت
من بودم و دل که قامتت بردآن نیز بجای راستان رفت
شاهی که چو لاله غرق خون استبا داغ تو خواهد از جهان رفت