شمارهٔ ۱۷۱
لب شیرین شکرخند داریز خوبی هر چه میگویند داری
چه باشد گر گدای خویشتن رابه دشنامی ز خود خرسند داری؟
چه شیرین است بارت ای نی قندبه سودای که دل در بند داری؟
متاب آن زلف را بهر دل منکه آنجا مبتلایی چند داری
چو دل در بند خوبانست، شاهیچه شد ار گوش سوی پند داری؟