گنج

شمارهٔ ۱۶۶ - استقبال از کمال خجندی

تا دل به غم عشق گرفتار نیابیدر خیل سگان در او بار نیابی
گر باز شکافی دل صد پاره ما راصد داغ بلا یابی و آزار نیابی
گر همچو صبا عرصه آفاق بگردیدر روضه او یک گل بی خار نیابی
عشقت بسوی دوست عنان میکشد ای دلبشتاب، که لایقتر از این کار نیابی
دریاب دمی شاهی دلخسته خود راترسم که بجوییش و دگر بار نیابی