گنج

شمارهٔ ۱۶

قافیه: میها۵ بیت
دلم گر داشت وقتی خرمی‌هاچو عشق آمد گذشت آن بی‌غمی‌ها
خزان غم کنون تاراج فرمودز گلزار امیدم خرمی‌ها
شب هجرم فکند از همدمان دورخوشا صبح وصال و همدمی‌ها
مه نو را گر ابروی تو گفتیمکرم‌ها از تو و از ما کمی‌ها
از آن در شاهی درمانده محرومرقیبان را بر آن در محرمی‌ها