گنج

شمارهٔ ۱۴۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ازکن۷ بیت
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کنگو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن
باد بهار داغ کهن تازه میکندمطرب، همان ترانه دلسوز ساز کن
در پرده نوش جنس مروق، که پیر کاربا هیچکس نگفت که افشای راز کن
ای جام باده بر کف و ایمن ز محتسبمناع خیر میگذرد، در فراز کن
زاهد که بر خرابی ما رشک میبردیارب ز گنج عافیتش بی نیاز کن
ای از می فریب، چو نرگس به خواب نازبگذشت روزگار خوشی، چشم باز کن
شاهی، چو پیر میکده میخواندت به عیشخوش مرشدیست، دست ارادت دراز کن