گنج

شمارهٔ ۱۲۰

قافیه: اندیدم۵ بیت
مهی شد کان رخ زیبا ندیدمنشانی زان گل رعنا ندیدم
شبی دیدم سر خود پیش پایتز شادی پیش زیر پا ندیدم
تو تا ننمودی آن رخ، بودم آزادترا دیدم، دگر خود را ندیدم
شدم خاموش در وصف دهانتکه از تنگی سخن را جا ندیدم
چه افتادت به عشق این بار، شاهیترا هرگز چنین رسوا ندیدم