شمارهٔ ۱۱۸
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ستشدم۵ بیت
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدمدگر شراب مده ساقیا، که مست شدم
ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟به قبله روی چه آرم، چو بت پرست شدم؟
میان مردم از آنرو بلند شد ناممکه زیر پای سگانت چو خاک پست شدم
سرم به حلقه روحانیان فرو نایدکمند زلف تو دیدم که پای بست شدم
شکسته بسته بود گفتگوی من، شاهیچنین که بسته آن زلف پر شکست شدم