گنج

شمارهٔ ۱۱۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: نخویش۶ بیت
هر که کوی تو ساخت مسکن خویشخون خود میکند بگردن خویش
دانه خال پیش رخ بنمایتا گل آتش زند به خرمن خویش
شمع، پروانه را بسوخت، ولیکزود بریان شود به روغن خویش
تا گل از باد صبح بوی تو یافتجامه ها پاره کرد بر تن خویش
گر دلم چاک دامن افتاده استخوشم از چشم پاکدامن خویش
هست شاهی ز آستان تو دورمرغ آواره از نشیمن خویش