شمارهٔ ۱۰۰
سرو ما را هر زمان دل میکشد سوی دگرچون گل رعنا که دارد هر طرف روی دگر
هر که دارد روی دل در قبله دیدار اوسهو باشد سجده در محراب ابروی دگر
در طریق دوستی، ثابت قدم چون خاک باشچون صبا تا چند هر دم بر سر کوی دگر
جان بیمار مرا تاب شکیبایی نماندای طبیب، ار عاقلی، جز صبر داروی دگر
پند گویا، بیش از اینم در صف طاعت مخوانزشت باشد روی در محراب و دل سوی دگر
موسم نوروز و من در کنج تنهایی اسیرهر کسی در سایه سرو و لب جوی دگر
گر دل شاهی به دشنامی بجویی دور نیستزان که همچون او نمیبینم دعاگوی دگر