شمارهٔ ۸۴
بنما طلعت موجه خویشتا بگیرند دلبران ره خویش
بهر تو غیر جان نثارم نیستچون کنم من زدست کوته خویش
شب هجران من شود روشنگر نمایی تو رو چون مه خویش
نیست ما را ز خرمن حسنتحاصلی غیر روی چون که خویش
شاهدی را بناوک هجران (مژگان)بنوازش ز لطف گه گه خویش