شمارهٔ ۵۰
مژهاش صف زد و با خنجر و بس تیز آمدگوییا در صف عشاق بخون ریز آمد
آمد آن سرو و به گرد گل رویش خط سبزیاسمین بین که چه خوش غالیه آمیز آمد
فتنه دور قمر آن خط مشکین بس نیستغمزهات نیز ز هر گوشه به انگیز آمد
خیز ای بلبل وقت سحری ناله به زارکه صبا زان گل خوش بوی سحر خیز آمد
سوی شیراز بشد حافظ و شامی به هراتشاهدی در طلب شمس به تبریز آمد