شمارهٔ ۴۰
دانی که جان به فکر لبت در چه حال بودگه غرق آب کوثر و گه در زلال بود
خال سیه ز روی ملاحت بر آن جبینگویی به بام کعبه معنی بلال بود
با آنکه عقل موی شکافد خرد ندیددر حل مشکلات دهان تو لال بود
در نسبت جمال تو حیران شدند خلقزیرا که حسن طلعت تو بی مثال بود
با ذره دهان توام حیرتی گذشتکانجا نه عقل و فهم و خرد ر ا مجال بود
اندر خیال موی میان تو شاهدیمجنون صفت همیشه خیا لش محال بود