شمارهٔ ۱۱۹
تا مردمک دیده من حسن تو دیدهدیگر رقمی از اثر خواب ندیده
با نور رخت مجلس ما ساز منورای چشم و چراغ من و ای نور دو دیده
از باغ جمال تو خجل گشته ریاحینتا خط تو بر گرد گل و لاله دمیده
آیا برسد بر اثر نعل سمندتاین خیل سرشکم که همه عمر دویده
اندر عجبم زاهد آن چشم که شیراناز سهم خدنگ مژهاش جمله رمیده
منکر مشو ای شیخ ز افغان دل چنگهست از رگ جان ناله آن پیر خمیده
ای شاهدی از نظم تو جانها به سماعندزیرا که بود میوه خوش طعم رسیده