گنج

شمارهٔ ۱۱۳

جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگوبا اهل راز یک خبری زان دهن بگو
زاهد ز عشق و محنت او نیست با خبراین نکته را به عاشق زار چو من بگو
با زاغ و با زغن صفت گل نه لایق استاوصاف گل به بلبل شیرین سخن بگو
با پیرهن چه حاجت وصف حیات و موتاوصاف عمر و دولت جان را به تن بگو
تندی مکن به شاهدی ای مرشد نصوحبا او به حسن و لطف ز وجه حسن بگو