گنج

بخش ۳ - التمثیل

کشتی​یی دان روان بر آب روانروز و شب هیأت زمان و مکان
بادبانش مزاج و باد اجللنگرش باد پای و آبش امل
منبع آب قعر بحر قِدَمباز ریزان به قعر بحر عدم
او به طبع از فراز گشته دواندر قفا باد و شیب آب روان
تو در او ساکن، او دوان دایمتو در او ایمن، او روان دایم
ناگهانت ز مبدءِ ایجادبرساند به منتهای مراد
تا خبر یابی از حقیقت کاراو رسانیده باشدت به کنار
ای که گشتی در این قفس محبوسبط و کشتی است، وین بود معکوس
مرغ آبی سفینه کی جویدزانکه دایم در آب می​پوید
در مَزابل فرو میاور سرمرکز خویش را بیاد آور
نیست جای تو جز که علیینشاه بازی در اوج خویش نشین
چه کنی در سرای کون و فسادرخ فرا کن به آشیان معاد
خود زمان و مکان دو معدومنددَوْر و خط نقاط موهومند