گنج

بخش ۱ - الفصل السّابع فی معرفة الزّمان و المکان

چیست جلّ المتاع چرخ کهنجز مکان و زمان بی سر و بن
این دوروئی به حشو آکندهوان فرومایه​ای پراکنده
این یکی هرزه گرد بی سر و پاوان چو هرجائیان شده هرجا
این چو گهواره بی قراران راوان دگر دایه شیرخواران را
چند باشی چو طفل بیچارهنزد دایه به بند گهواره
از زمان و مکان شود آزادمردوار آنکه دل بر اوننهاد
چونکه خواندش اِلاه لهو و لعبهیچ عاقل نجست از او منصب
گر هزاران هزار قرن بزیستچون اجل در پی است حاصل چیست
آخرالامر هم بخواهد مُردجان ز دست اجل نخواهد بُرْد
بلکه خود هست دایماً هالک«لمن الملک» بشنو از مالک
سخن حق هیشه یکسان استزین زمان از تو بر تو پنهان است
چون زمان و مکان شود همه طیهم بدو بشنوی خطاب از وی
رخ نماید ز پردۀ اسرار«لمن الملک واحد القّهار»
اندرین ره فرونمانی توذات خود را اگر بدانی تو
بگذر از پنج روزه راه گذرمرکز خویش را بیاد آور
بنده از بندگی شود مهترچیست جز بندگی ترا بهتر
دل که در عالم نیاز آمدپیش معشوق سر فراز آمد
فطرت خویش را ز دست مدهکه تو از به شده بگردی به