گنج

بخش ۱ - الفصل السادس فی الرزق

رازقی کو بود سزای سپاسجز که «ذوالقوّة متین» مشناس
قدرتش خلق را دهد روزیهمچو نیک اختری و بدروزی
هست دایم به رزق خلق علیموانگهی علم او چو ذات قدیم
خلق و روزی بهمدگر مقرونکرد اوّل به امر «کن فیکون»
زین سبب در کلام وقت بیانخلق فرمودو رزق در پی آن
ضامنی کرد نیز بار دگربه «علی اللّه رزقها» بنگر
نبوَد واجب آن بر او لیکنخورد سوگند تا شوی ساکن
قسمتی کان نه از ره فرض است«فو ربّ السماء والارض» است
روزی از کسب اگر شود کم و بیشعلم حق جهل گردد ای بدکیش
هرچه بهره گرفت از آن بندهروزیش خواند حقّ دارنده
برسد لاجرم به بنده تمامخواه رزق حلال و خواه حرام
لطف او چونکه دست بُرد نمودبندگان را به بندگی فرمود
اندر آن دَم که این عنایت کردروزی بنده را کفایت کرد
گفت رو امر ما بجای آورهیچ اندوه رزق خویش مخور
چون ترا کار مات باید کردروزی از کسب خود نشاید خورد
تو جناب مرا ملازم شوروزیت بر من است هرزه مدو
هرکه تقوا گزید در ره دوست«حیث لایحتسب» خزینۀ اوست