بخش ۴ - حق الیقین
در جهانی که خالی از ستم استسبب فعل و غایتش بهم است
فعل حق را سبب نمیشایدکه جزا از عمل برون آید
به حقیقت چو نیک در نگریدهمه خود عین ذات یکدگرید
نقش لوح و عمل، دگر پاداشهر سه یک چیز آمد از نقّاش
صورت مبدء و جزای معاددر وسط شد عمل ز کون و فساد
نقش علمی که زادۀ ازل استتا ابد روح صورت عمل است
عمل اینجا همی کنی نامشپس جزای عمل در انجامش
هر سه با هم به امر «کن فیکون»آمد از کردگار بی چه و چون
با خود آوردهای و با خود بازمیبری نقشها به آز و نیاز
هرچه اینجا کنی حقیقت آنپیشت آید «کما تدین تدان»
هیچ هویت از حقیقت خویشبنگردد ز هیأت کم و بیش
لیک محبوس مرکز سِجّینبِنَبُرده ره از ضلال مبین