بخش ۹ - الضلال المبین
منکر حق طبیعی آمد و بسآن خر بدگهر، سگ ناکس
دهر را کردگار میخوانداثر از روزگار میداند
نظرش تا به چرخ و انجم شدپیشتر زان نرفت از آن گم شد
دهر را نیز همچو ما میدانروز و شب، ماه و سال سرگردان
شیب و بالا، هبوط و اوج و قرانصفت مثل ماست در امکان
هرکه اندر صفت چو ما باشدحاش للّه که او خدا باشد
در «اناالدهر» سر مکنون استمن بگویم تو خود بدان چون است
به هر آن سو که گردد آن گمراهگر بداند «فثّم وجه اللّه»
هرکه داند که این چنین باشدکفر او خود همه یقین باشد