بخش ۳۶ - در جزلی عمل
گرت امروز سوی ظلم میل استبدان کان میل فردا چاه ویل است
چو فردا نیک و بد اندر شمار استجزای عدل نور و ظلم نار است
شنیدستی که خود بد ز مردمبود فردا به صورت مار و کژدم
برو ای دوست ترک خوی بد کنز من بشنو دوای جان خود کن
خوی نیکو گزین کان دلپذیر استکه فردا شهد و خمر و آب و شیر است
بساز امروز نیکو کار خود رابسوز ار میتوانی تخم بد را
چو دانی مزرعه دنیاست انبارچو دادت مزرعه تخم نکو کار
تو تخم نیک کاری بد نباشدجزایش جز یکی هفتصد نباشد
اگر خار است اگر خرماست بارتهمان باشد قیامت در کنارت
درین معنی که گفتم نیست نقصانحقیقت همچنین باشد یقین دان