گنج

بخش ۱۵ - جواب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۳ بیت
دگر کردی سؤال از من که من چیستمرا از من خبر کن تا که «من» کیست؟
چو هستِ مطلق آید در اشارتبه لفظِ «من» کنند از وی عبارت
حقیقت کز تعیّن شد معیّنتو او را در عبارت گفته‌ای «من»
من و تو عارضِ ذاتِ وجودیممشبّکهای مشکاتِ وجودیم
همه یک نور دان اشباح و ارواحگه از آئینه پیدا، گه ز مصباح
تو گویی لفظِ «من» در هر عبارتبه سوی روح می‌باشد اشارت
چو کردی پیشوای خود، خرد رانمی‌دانی ز جزوِ خویش خود را
برو ای خواجه خود را نیک بشناسکه نبوَد فربهی مانند آماس
منِ تو برتر از جان و تن آمدکه این هر دو ز اجزای «من» آمد
به لفظِ «من» نه انسان است مخصوصکه تا گویی بدان، جان است مخصوص
یکی ره برتر از کون و مکان شوجهان بگذار و خود در خود جهان شو
ز خطِ وهمی‌ِ های هویّتدو چشمی می‌شود در وقتِ رؤیت
نماند در میانه رهرو و راهچو های هو شود ملحق به الله
بود هستی بهشت، امکان چو دوزخمنِ تو در میان مانند برزخ
چو برخیزد تو را این پرده از پیشنماند نیز حکمِ مذهب و کیش
همه حکمِ شریعت از من توستکه این بربستهٔ جان و تنِ توست
منِ تو چون نماند در میانهچه کعبه، چه کنشت، چه دیرخانه
تعیّن نقطهٔ وهمی است بر عینچو عینت گشت صافی غین شد عین
دو خُطْوَه بیش نبْود راهِ سالکاگر چه دارد آن چندین مَهالک
یک از هایِ هویّت در گذشتندوم صحرای هستی در نَوَشتن
در این مشهد یکی شد جمع و افرادچو واحد ساری اندر عینِ اعداد
تو آن جمعی که عینِ وحدت آمدتو آن واحد که عینِ کثرت آمد
کسی این سرّ شناسد کو گذر کردز جزوی سوی کلّی یک سفر کرد