شمارهٔ ۲۳
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراببر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزانِ نکبتِ ایام ناگهانبر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عامبر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم، درازاین تیزی سِنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهاندر بقا نکردبیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفتاین عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشستگَردِ سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشتهم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشتناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتنتأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسیدنوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسانبعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیمتا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ، دولتِ دگران بود مدتیاین گل ز گُلسِتان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاهاین آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبعاین گرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوستهم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم [که] به نیکی دعای سیفیک روز بر زبان شما نیز بگذرد