گنج

شمارهٔ ۱۴

درین دور احسان نخواهیم یافتشکر در نمکدان نخواهیم یافت
جهان سربسر ظلم و عدوان گرفتدرو عدل و احسان نخواهیم یافت
سگ آدمی رو ولایت پرستکسی آدمی سان نخواهیم یافت
بدوری که مردم سگی میکننددرو گرگ چوپان نخواهیم یافت
توقع درین دور درد دلستدرو راحت جان نخواهیم یافت
بیوسف دلان خوی لطف و کرمازین گرگ طبعان نخواهیم یافت
ازین سان که دین روی دارد بضعفدرو یک مسلمان نخواهیم یافت
مسلمان همه طبع کافر گرفتدگر اهل ایمان نخواهیم یافت
شیاطین گرفتند روی زمینکنون در وی انسان نخواهیم یافت
بزرگان دولت کرامند لیککرم زین کریمان نخواهیم یافت
سخاوت نشان بزرگی بودولی زین بزرگان نخواهیم یافت
سخا و کرم دوستی علیستکه در آل مروان نخواهیم یافت
وگر زآنکه مطلوب ما راحتستدر ایام ایشان نخواهیم یافت
درین شور بختی به جز عیش تلخازین ترش رویان نخواهیم یافت
درین مردگان جان نخواهیم دیدوازین ممسکان نان نخواهیم یافت
توانگر دلی کن قناعت گزینکه نان زین گدایان نخواهیم یافت
ازین قوم نیکی توقع مدارکزین ابر باران نخواهیم یافت
درین چهارسو آنچه مردم خرندبغیر از غم ارزان نخواهیم یافت
مکن رو ترش زآنکه بی تلخ و شورابایی برین خوان نخواهیم یافت
چو یعقوب و یوسف درین کهنه حبسمقام عزیزان نخواهیم یافت
بجز بیت احزان نخواهیم دیدبجز کید اخوان نخواهیم یافت
بدردی که داریم از اهل عصربمیریم و درمان نخواهیم یافت
بگو سیف فرغانی و ختم کندرین دور احسان نخواهیم یافت