گنج

شمارهٔ ۶۲

دل چون بجان نظر فگند جای عشق تستدل جان شود درو چو تمنای عشق تست
سیمرغ وار خود نتوان یافتن نشانزآن دل که آشیانه عنقای عشق تست
جانم فدای تو که دل مرده رهیاز زنده کردگان مسیحای عشق تست
ای نور دیده درتن مشکات شکل مامصباح روح زنده باحیای عشق تست
چون جان بزندگی ابد شادمان بودآن دل که درحمایت غمهای عشق تست
فرهاد وار در پس هر سنگ بی دلیستبیگانه خسروست که شیدای عشق تست
من خام کیستم که پزم دیگ این هوسهرجا سریست مطبخ سودای عشق تست
گردن کش خرد که هوا را نداد دستسرمست و پای کوب زصهبای عشق تست
افراز و شیب کون و مکان زیر پای کرددل منزلی ندید که بالای عشق تست
ما خامشیم و مهر ادب بر زبان چو سیفاین جمله گفت و گو بتقاضای عشق تست
موج غم تو از صدف دل برون فگنداین نظم را که گوهر دریای عشق تست