گنج

شمارهٔ ۵۵

عذر قدمت بسر توان خواستبوسی زلبت بزر توان خواست
گرچه تو کرم کنی ولیکنبی زر نتوان اگر توان خواست
درکیسه خراج مصر بایدتا ازلب تو شکر توان خواست
بوسی برتو چه قدر دارددانم زتو اینقدر توان خواست
بالای تو سرو میوه دارستاین میوه ازآن شجر توان خواست
نی نی غلطم درین حکایتازسرو کجا ثمر توان خواست
ازمعدن اگر چه هیچ ندهندعیبی نبود گهر توان خواست
گنج از (تو) توقع است ماراآنرا زکدام در توان خواست
وآنچ ازدر تو رسد بدرویشهرگز زکسی دگر توان خواست