شمارهٔ ۵۰۰
ای پیشِ تو ماه آسمان خیرهوز روی تو آبِ روشنان تیره
در چشمِ تو روی مردمی پیدادر روی تو چشمِ مردمان خیره
بر دُرج دُرت ز لعل پیرایهبر طرفِ مهت ز مُشک زنجیره
با چشمِ تو نرگس است همخوابهبا لعلِ تو شکّر است همشیره
همواره درونِ من بتو مایلپیوسته رقیبِ تو ز من طیره
شیرین سخنِ تو تلخ شد با ماآری بمرور میشود شیره
سیف از درِ تو شکسته بازآمدچون لشکرِ کافر از دَرِ بیره