شمارهٔ ۳۴۲
ای سجده کرده پیش جمالت بت چگلمطلوب خلق عالم ومحبوب اهل دل
هم شهد از حلاوت گفتار تو برشکهم حسن از طراوت رخسارتو خجل
علم ازل تواتر انوار تو بجانملک ابد تعلق غمهای تو بدل
خاصیتی است عشق ترا بر خلاف رسمینجی لمن یعذب یهدی لمن یضل
زین عام را خبر نه که خاص از برای تستتأثیرلطف صنع یدالله در آب وگل
باشد وجود تو قلم صنع را مدادیک یک حروف کون بهم گشت متصل
مانند تو در انجم وافلاک کس ندیدمجموعه یی بر انفس وآفاق مشتمل
مصباح ماه را شده چون شمع آفتابمشکاة نور روشن از آن روی مشتعل
از مکتب فقیر تو گردون خوهد زکاتبا نعمت گدای تو قارون بود مقل
گر وصل دوست می طلبی زینهار سیفپیوند هر دو کون ز خاطر فرو گسل