گنج

بخش ۲ - اندر خط و قلم و کاغذ و خاطر گوید

از دل آبستن است خامهٔ منزان همی گِل خورد چو آبستن
کز همه چیز تیره و روشننکند آرزو چو آبستن
سایه باید ز گل چو در ارممامن باید ز بد چو در حرمم
تا ز روز و شب توام اثرستشب من روز و زهر من شکرست
همه را شب ز روز حامل و مندر شبی‌ام که آن شب آبستن
عمر داده به خیره باد مراتا چه زاید ز بامداد مرا
دختر طبع بنده هست چو دینهم سبک روح و هم گران کابین
گرچه از عقل دیده پرهوشمپیش چشم تو حلقه در گوشم
همچو استاد درزی از پی جاهنپسندم گروهه سینهٔ ماه
بعد از این معنی کتاب آرمعدد بیت در حساب آرم