گنج

بخش ۵۵ - صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة

غافلند این منجّمان از کارنیست در کارشان دل بیدار
همه را زرق و حیلت است آلتنیست از علم و حلمشان عدّت
شمس کز کرّه هست در مقدارز صد و بیست و چار بار شمار
خانه او را اسد نهادستنددور دور از خرد فتادستند
زُهره کز ربع کرّه بیگانه‌ستثور و میزان ورا چرا خانه‌ست
نیست تیر از کره یکی اجزابا دو خانه است سنبله و جوزا
نیست در کارشان بسی تمییزخیز و بر ریش آن منجم تیز
می نویسند خیره بر تقویمنیک و بد بر عموم اینت حکیم
بس تبجّح کنند بر دانشهیچ دانش نداده یزدانش
نیست فرقی میان مردم دهرهمه یکسان بود طوالع شهر
همه بادست حکم باد انگارتو ز احکام خیره دست بدار
نیست جز هرزه مندل و تنجیمزن بود سغبهٔ چنین تعلیم
سخن فال گو ندارد سودباد پیمود کآسمان پیمود
نیست الّا به قدرت یزداننیک و بد در طبایع و ارکان
بی‌قضا خلق یک نفس نزندمرد عاقل چنین جرس نزند