بخش ۷ - تمثیل در احوال گذشتگان جهان بیوفا
از ثَری تا به اوج چرخ اثیرهمه میرندهاند دون و امیر
چه حدیث است میر هم میردزانکه جسمست مرگ بپذیرد
چکنی سرگذشت طرّاریسرگذشت اجل شنو باری
تا بگوید چگونه سازم چاهتا بگوید چگونه سوزم شاه
تا بگوید به غافل و کر و کوربه که دادم ز که استدم زر و زور
تا بگوید که گردنان را منچون شکستم به سروری گردن
تا بگوید چه تاختم بر تختتا بگوید چه باختم با بخت
بخت خود از چهسان نگون کردمتخت این از که پُر ز خون کردم
چه نخ و بیخها بکندم منچه شخ و شاخها فکندم من
نفس این را نکال چون کردمبدر آنرا هلال چون کردم
خسروان را چگونه کردم مستقصر شاهان چگونه کردم پست